داستان موفقیت حاج محمد کریم فضلی موسس گلرنگ
محمد کریم فضلی یکی از کارآفرینان و شرکت داران معروف ایرانیه. این کارآفرین موفق شرکت گلرنگ را تاسیس کرده همه ما با شامپوهای گلرنگ آشنایی داریم و از محصولات این شرکت استفاده کردیم. شاید جالب باشه که بدونید گروه صنعتی گلرنگ در حوزههای مختلف فعالیت میکنه و فعالیتش تنها محدود به مواد شوینده نیست. از طرف دیگه این شرکت بیش از ۵۰ تا برند فعال داره. اگر شما هم کنجکاو هستین تا بیشتر در مورد بنیانگذار و صاحب شرکت گلرنگ بدونید بهتره تا آخر مقاله همراه ما باشید.
آنچه در این مقاله میخوانید


بیوگرافی حاج محمد کریم
او در سال ۱۳۱۱ در همدان متولد شد. محمد کریم فضلی در خانواده علمی و مذهبی بزرگ شد و پدرش از کسبه خوشنام همدان بود. او از همان دوران کودکی علاقه زیادی به تحصیل داشت. پدر و مادرش وقتی علاقه محمد کریم را به تحصیل دیدن او را تشویق کردن تا به مدرسه رفته و درسش را ادامه بده. محمد کریم در شهر سرکان همدان ندگی میکرد. در آن زمان برای اینکه بتونه ادامه تحصیل بده مجبور شد به تویسرکان بره. در آن زمان برخلاف الان وسایل ارتباطی و حمل و نقل چندان پیشرفته نبود. او برای اینکه بتونه درس را ادامه بده مجبور شد همراه با دوستانش به صورت روزانه مسیر بین سرکان و تویسرکان را طی کنه. علاقه زیاد محمد کریم فضلی به درس خواندن سبب شد تا سختی را تحمل کرده و مسیر خانه تا مدرسه را طی کنه. در دوره تحصیل پدرش به او پیشنهاد داد تا در کنار تحصیل به سر کار بره. او نیز پیشنهاد پدرش را پذیرفت و بعد از مدرسه به مغازه پدرش میرفت و در آنجا کار میکرد. پدر او یک مغازه عطاری داشت اما در کنار آن عمده فروشی هم میکرد. محمد کریم به مرور زمان به کار کردن علاقه مند شد. به همین دلیل بعد از ظهرها کنار پدر میایستاد و به او کمک میکرد. چند سال بعد قتی محمد کریم فضلی به کلاس ششم میرفت مادر خود را از دست داد. فوت مادر مسیر زندگی آنها را تغییر داد. او مجبور شد به دلیل شرایط سخت خانواده درس را رها کرده و در کنار پدرش مشغول به کار شود. پدرش در کنار عمده فروشی و عطاری صابون هم تولید میکرد. محمد کریم تا سن ۲۰ سالگی به صورت تمام وقت در مغازه پدرش کار کرد و تجارب زیادی به دست آورد.


ماجراجوی حاج محمد کریم
در سن ۲۰ سالگی ازدواج کرد و مسئولیت خانواده را به دوش کشید. ، موسس گلرنگ برای پیشرفت تصمیم گرفت همراه همسرش به همدان بره. در واقع انگیزه او برای رفتن به همدان، کار و ادامه تحصیل بود. محمد کریم فضلی در گذشته به دلیل محدودیت نتونسته بود ادامه تحصیل بده حالا که فرصت پیش آمده بود تصمیم گرفت درس را ادامه بده. وقتی به همدان مهاجرت میکنه به عنوان یک منشی در یک تجارتخانه استخدام میشه. او انگیزه زیادی برای رشد و ترقی داشت به همین دلیل در کنار کار، تجارتخانه را تمیز میکنه و حتی در برخی مواقع از مشتریان پذیرایی میکرد. مدیر تجارتخانه وقتی شوق و ذوق او را دید تصمیم گرفت او را به عنوان دفتر نویس و حسابدار در تجارتخانه استخدام کنه. هرچند که انجام این کار برای محمد کریم فضلی سخت بود اما ناامید نشد و برای یادگیری حسابداری به آموزشگاه رفت و دوره آموزشی گذراند. او تنها بعد از گذشت سه ماه به طور کامل حسابداری را یاد گرفت و در تجارتخانه مشغول به کار شد. آقای فضلی به مدت یک سال در تجارتخانه حسابداری کرد با اینکه تازه کار بود اما تونسته بود کار خود را به خوبی انجام بده. با اینکه شغل حسابداری برای او خوب بود ما او اهداف بالاتری داشت به همین دلیل تصمیم گرفت به تهران مهاجرت کنه.


مهاجرت به تهران برای رسیدن به اهداف
در سال ۱۳۴۰ برای رسیدن به اهداف و پیشرفت به تهران مهاجرت میکنه. با این حال محمد کریم فضلی فهمید برای او در تهران مشکلات اقتصادی زیادی وجود داره. او هر روز برای یافتن کار از خانه بیرون میرفت اما شب بدون اینکه کاری پیدا کنه برمیگشت. شرایط به قدری سخت شده بود که حتی توانایی پرداخت اجاره خانه را هم نداشت. با این حال ناامیدی به او غلبه نمیکنه و او هر روز با انگیزهتر از دیروز برای پیدا کردن کار خانه را ترک میکرد. روند همینطور ادامه پیدا میکنه تا اینکه یک روز صاحب خونه از روی انسان دوستی به آقای فضلی پیشنهاد کار به عنوان حسابدار رو میده اما محمد کریم اهداف بالاتری داشت برای همین به تهران مهاجرت کرده بود. محمد کریم فضلی با نهایت احترام به صاحب خونه میگه که به دنبال کارهای بزرگتری است و قصد داره کار بزرگی را شروع کنه که هزاران نفر در آن مشغول به کار باشن. با اینکه رفته رفته شرایط زندگی برای موسس گلرنگ سخت میشد اما امید خود را زنده نگه داشت و با انگیزه به دنبال کار میرفت. در واقع او وسط راه پا پس نکشید و به کم قانع نشد. شاید همین پشتکار و اهداف بلند پروازانهاش باعث شد به چنین موفقیتی دست پیدا کنه.


آشنایی با محصول جدید
یک روز در بازار به دنبال کار بود ناگهان محصولی نظرش را جلب میکنه. آن محصول پودر ظرفشویی اورال بود. محمد کریم فضلی با پیگیری آدرس به مغازه اصلی پودر ظرفشویی مراجعه میکنه و بعد از صحبت از صاحبان پودر میخواد تا به عنوان مسئول فروش پودر در بازار به آنها کمک کنه. صاحبان پودر بعد از مذاکره قبول میکنن تا مسئولیت فروش پودر را به او بسپارن. از آن روز به بعد محمد کریم در بازار شروع به فروش پودر ظرفشویی میکنه اما از آنجایی که اهالی بازار آشنایی چندان زیادی با پودر ظرفشویی نداشتن، او نتونست هیچ پودری بفروشه. در واقع صاحبان پول تبلیغاتی برای محصولاتشان انجام نداده بودن؛ بنابراین موسس گلرنگ برای فروش محصولات راه سختی در پیش داشت. محمد کریم فضلی برای فروش محصول به مجموعه مختلف سر میزد و به این شکل با کسبهها آشنا شده بود. او با اینکه نتونسته بود پودرها را بفروشه اما به کسبهها سپرده بود تا اگر میتونن برای او کار پیدا کنن. یکی از کسبهها محمد کریم را به مغازه یکی از آشناهاش معرفی میکنه. آقای نقیزاده به همراه شریکهاش پودر لباسشویی فوم را تولید میکردن. آنها هم نتونسته بودند محصولات خودشون را بفروشن. محمد کریم با مذاکره آنها راضی میکنه تا مقداری پودر به او بدن تا در بازار بفروشه. بعد از گرفتن پودر به سراغ همان کسبهای که او را معرفی کرده بود میره و ماجرای فروش را برای او تعریف میکنه. آقای حریری که محمد کریم فضلی را معرفی کرده بود تصمیم میگیره یک کارتون پودر را از محمد کریم بخره. محمد کریم بعد از گرفتن سفارش با خوشحالی به مغازه صاحب پودر برمیگرده و داستان را برای او تعریف میکنه. صاحبان پودر از کار محمد کریم شوکه میشن که چگونه تونسته در مدت زمان کمی یک کارتن پودر را بفروشه.


تاسیس کارگاه تولید پودر
محمد کریم تونست با کمک آقای حریری پودر را در بازار بفروشه و حوزه فروش را توسعه بده. کم کم اوضاع مالی او بهتر شد. صاحب پودر به فکر تاسیس کارخانه تولید پودر میافته. با این حال به دلایل مختلف کارخانه واگذار میشه. محمد کریم فضلی برای مدتی در در کارخانه تولید مایع ظرفشویی و سفید کننده مشغول میشه. در آنجا به طور کامل نحوه تولید مایع ظرفشویی و سفید کننده را یاد میگیره. با تجربهای که در تولید این محصولات به دست آورده بود تصمیم میگیره کار خودش را شروع کنه. به این شکل زندگیش وارد دوره جدیدی میشه. محمد کریم سالهای زیادی در کنار پدرش تجربه ساخت صابون را داشت و تجربه تولید مواد شوینده باعث شد تا انگیزه او برای تاسیس کارگاه تولیدی بیشتر از پیش بشه. او در اوایل دهه ۴۰ تصمیم گرفت یک کارگاه کوچک در تهران راه اندازی کنه. محمد کریم فضلی در آن کارگاه به همراه یک کارگر مایع ظرفشویی و سفید کننده تولید میکرد. از آنجایی که برای مدتی در بازار مشغول فروش بود، تجربه خوبی در فروش داشت، به همین دلیل تونست محصولاتش را در قسمتهای مختلف بازار توزیع کنه.کم کم کارش را گسترش داد و کارگران بیشتری استخدام کرد. موسس گلرنگ وقتی برای فروش محصولش به هتل هیلتون رفته بود تونسته بود با رئیس اداره خرید این هتل دوست بشه.


پیشنهاد جدید، هموار شدن مسیر موفقیت
یک روز آقای جمیل رئیس اداره خرید به محمد کریم پیشنهاد جالبی میده. او از آقای فضلی میخواد تا یک پودر جایگزین ایرانی برای هتل معرفی کنه. محمد کریم فضلی از دوستش میخواد تا نمونهای از پودر خارجی که قبلاً استفاده میکردن را به او بده. دوستش هم نمونهای از پودر را به او میده. محمد کریم پودر را به خوبی بررسی میکنه و نمونه ای از آن را تولید کرده و به رئیس اداره خرید هتل میده. رئیس از او میخواد تا مدتی به او وقت بده تا پودر را آزمایش کنه و در نهایت تعجب بعد از آزمایش پودر متوجه میشه که شباهت زیادی به پودر آمریکایی داره. با این حال پودر با اینکه میتوتست مثل نمونه آمریکایی به خوبی تمیز کنه اما سفیدی و درخشانی خوبی نداشت. محمد کریم فضلی ناامیدی به خودش راه نداده و از دوستش میخواد یک فرصت دیگه به او بده تا دوباره پودر را بسازه. این بار به پودر، سفید کننده اضافه میکنه و مجدد پودر را برای آزمایش به دوستش میده. دوستش بعد از امتحان متوجه میشه که پودر محمد کریم به نمونه خارجی شباهت زیادی داره و به او پیشنهاد میده تا از این به بعد تامین پودر مورد نیاز هتل رو به دست بگیره. محمد کریم هم از این فرصت استفاده کرده و پیشنهاد را قبول میکنه. او اسم پودر را گلرنگ سوپر میزاره و با کمک همسرش یک تن پودر لباسشویی تولید میکنه. کم کم مسیر زندگی محمد کریم فضلی عوض میشه و تصمیم میگیره امکانات دیگری به کارگاهش اضافه کرده و حجم تولید را افزایش بده. او دیگر در مسیر رشد قرار گرفته بود به همین دلیل تعداد کارگرها را افزایش داده و محیط بزرگتری برای کارگاه انتخاب میکنه.


راه اندازی کارخانه پاکشو
موسس گلرنگ محصولاتش را علاوه بر هتل هیلتون در بازار نیز توزیع میکرد. کم کم تصمیم گرفت محصولات دیگری به سبد تولیدش اضافه کنه. یکی از دلایل موفقیتش این بود که در کنار تولید به بازاریابی نیز توجه میکرد. کم کم که تعداد کارمندانش افزایش پیدا میکنه و تصمیم میگیره برای رشد بهتر اسم محصولات را عوض کرده و محیط بزرگتری برای کارگاه در نظر بگیره. محمد کریم فضلی محصولات را به عنوان پاکشو به بازار عرضه میکنه. با این حال شرکت پاکشو فراز و نشیبهای زیادی را طی میکنه. در نهایت با بهبود شرایط بعد از یک دوره تعطیلی به مدار تولید برمیگرده. کم کم شرکت محصولات جدید مانند دستمال کاغذی، شامپو مواد شوینده را به سبد محصولات خود اضافه کرد.


جمع بندی
در این مقاله سرگذشت و زندگینامه حاج محمد کریم را بررسی کردیم. این کارآفرین نمونه دوران کودکی سختی را گذروند و با از دست دادن مادرش تصمیم گرفت تحصیل را رها کنه و در کنار پدرش به طور تمام وقت کار کنه. حاج محمد کریم فضلی در سن بیست سالگی ازدواج کرد و همراه همسر خود به همدان رفت. بعد از گذروندن زندگی در همدان تصمیم گرفت برای پیشرفت به تهران مهاجرت کنه. زندگی در تهران آنقدرها هم که فکر میکرد راحت نبود. با این حال او مدتی در بازار مشغول فروختن محصولات شوینده شد و در نهایت با تجربهای که به دست آورده بود تصمیم گرفت کارگاه تولید شوینده را راه اندازی کنه. این کارگاه با تلاش و اراده حاج محمد کریم به یکی از بزرگترین کارخانههای تولید مواد شوینده، دارویی و غذایی تبدیل شد. موسس گلرنگ با تلاش، پشتکار و انگیزه بالا، تونسته از یک کارآفرین جوان به صاحب یک کسب و کار موفق تبدیل بشه. محمد کریم فضلی از تجربیات خود در صنعت تولید مایع ظرفشویی و سفید کننده بهره برده و با ایجاد شرکت پاکشو و زیر برندهای مختلف، موفق به توسعه کسب و کار خود شد. او نشان داد که با اراده و تصمیم قوی، میتوان به موفقیت در زندگی حرفهای دست یافت.
اگر علاقه به خواندن مقالات مشابه هستید میتونید از صفحه مقالات آموزشی آترز دیدن کنید.
او در سن ۸۸ سالگی دار فانی را وداع گفت.
این شرکت در سال ۱۳۵۱ تاسیس شد.
او تندیس در سال ۱۳۹۶ تندیس امینالضرب را دریافت کرد.
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.